الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

214

الغدير ( فارسي )

يعقوب شد ، لفظ نامبرده در مورد داستان غدير نقل از كتابش « ابطال الباطل » در باب سخنان در پيرامون حديث غدير خواهد آمد . ( قرن دهم ) 291 - كمال الدّين - حسين بن معين الدّين يزدى - ميبدى ( 1 ) شارح ديوان منسوب به أمير المؤمنين عليه السّلام در سال 890 شرح مزبور را نوشته و كتابى در حكمت و فلسفه در سال 897 تأليف نموده ، و در شرح حديث غدير كتابى دارد كه در سال 908 آن را تأليف نموده ، و بنابر اين تاريخ وفات او را كه در بعضى از كتب تذكره و شرح حال بسال 870 اشعار داشته‌اند بىمورد است ، و تأليفات او نمودار از مشاركت و اطلاع او است بر علوم ، اشارهء بحديث او در موضوع غدير در صفحه 46 و 68 گذشت و در داستان تهنيت و آيهء اكمال دين خواهد آمد . 292 - حافظ - جلال الدّين عبد الرحمن بن كمال الدين مصرى - سيوطى ( 2 ) شافعى متوفاى 911 ، عبد الحىّ در جلد 8 « شذرات » ص 51 - 55 شرح حال او را ثبت و دربارهء او گويد : مسند محقق با دقّت ، صاحب تأليفات عالى و سودمند ، بسيار او را ستوده و تأليفاتش را تعداد نموده و گفته كه : نامبرده هفتاد و چند بار پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را در بيدارى ديده و كرامت طى الارض براى او قائل و حكايت نموده كه همسفر خود را از قرافه بمكَّه برد و رفتن و برگشتن او با برداشتن چند گام انجام يافت : و ابن عيدروس در « النور السافر » ص 54 - 57 او را نام برده و مورد ستايش قرار داده و بعض از كرامات و تأليفات او را ذكر نموده ، اشاره بحديث او در داستان غدير در صفحات 40 و 45 و 48 و 53 و 55 و 60 و 61 و 72 و 83 و 86 و 88 و 98 و 100 و 102 و 109 گذشت و حديث او در موضوع مناشدهء امير المؤمنين عليه السّلام در روز شورى و در رحبه بحديث غدير و در باب نزول آيهء تبليغ و آيهء اكمال دين دربارهء على عليه السّلام پيرامون

--> ( 1 ) نسبت به ميبد - شهر بزرگى است در ده فرسخى يزد . ( 2 ) نسبت به ( اسبوط ) است شهرى است در طرف غربى نيل از نواحى صيعد مصر .